شازده کوچولو

خرید بک لینک
8 اکتبر 201500:00یکسال دیگر هم گذشت. امسال تولد 40 سالگیات را جشن میگیری... یا شاید هم نمیگیری! شاید مثل سالهای پیش غصهدار ریحانهای و نگران کودکان کوبانی، سوریه و فلسطین.آنقدر از من دور شدی که نمیدانم باید تولدت را تبریک بگویم یا نه. همیشه دور بودی. مثل سال پیش؛ یادت هست؟ من روزهایی سراسر از صلح و آرامش و دوستی برایت آرزو کردهبودم و تو مثل همیشه، مثل آدمبزرگها، نخوانده، نداسته قضاوتم کردی: «تو این شرایط من خجالت میکشم حتی به تولدم فکر کنم.»من دوستت داشتم؛ از صمیم قلب برآورده شدن آرزوهایت را آرزو کرده بودم و تو بهجای اینکه پشت میز، رو شازده کوچولو...

ما را در سایت شازده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:50

کوچهای تنگ و تاریک و خلوت. تنها خودت هستی و خودت.خالی از هدف، بدون مقصد ادامه میدهی... با هر قدمی که برمیداری، پاهایت سست و سستتر میشوند.به کجا میروی؟!جسم نیمهجانت را به دنبال خود میکشی و همچنان پیش میروی؛ به سوی هیچ، شاید!زمان از میان تک درخت بارانزدهی کوچه میگذرد ... هوووووواینبار تو میمانی و گامهایی که دیگر به دنبالت نمیآیند؛ فریاد میکشی، التماس میکنی، با مشت به دیوارها میکوبی؛استخوانهای یخزدهات تاب نمیآورند، خرد میشوند. میشکنی.روی زمین میافتی و با خود تکرار میکنی: "به کجا میروم؟!"هیچ پاسخی نیست، صد شازده کوچولو...

ما را در سایت شازده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:50

جای من اینجا نیست! دستم را بگیر و مرا با خود به سیارهای دور ببر. بگذار بشوم همان «عزیز دل دور دوری» که میگفت! حتی عزیز دلش هم دیگر آنقدرها مهم نیست؛ فقط میخواهم دور باشم.دستم را بگیر. بیا دوتایی برویم. به کجا مهم نیست؛ ناکجا شاید یا حتی همان جایی که عرب سالها است نـِی میاندازد. از ساقه های نی سایبانی میسازیم که بالای سرمان باشد ... اصلن کسی چه میداند؟! شاید آنجا باران بود و ابر بود و دریا بود ...میتوانیم یک قایق کوچک بسازیم؛ قایقی تنها به اندازهی منوتو ...مقصد مهم نیست؛ تو فقط دستم را بگیر. قایق را که به آب انداختیم دل سپردهایم به موجه شازده کوچولو...

ما را در سایت شازده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: دستم را بگیر,دستم را بگیر خدا,دستم را بگیر عشقم,دستم را بگیر شعر,دستم را بگیر فرامرز اصلانی,دستم بگیر عبدالبهاء,دستم را بگير,خدایا دستم را بگیر,دستم را تو بگیر,دستم را محکم بگیر, نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:50

سالها بعد از اینکه یک شهر را با همهی آدمهایش، سالنهای تئاتر، سینماها، کتابفروشیها و کافههایش گذاشت و رفت، درست وقتی دخترکان گلفروش شهر از برگشتناش ناامید شدند، برای دیدن او به طهران آمدم. شاید هم برای شهری که بدون اخترک چشمهایش دلتنگی را با تمام وجود حس میکرد. شهری که بدون او سیاه شده بود؛ هوایش، آدمهایش، روزهایش ...آمدم تا دلتنگترین دختر روی زمین باشم ولی جای خالی نبودنش را با نشستن در کافههای شهر پر کنم؛ «یک فنجان اسپرسو لطفن!»آمدم تا «جا نماند از قطارش آرزویم». آمدم تا بزرگ شوم؛ بزرگ به اندازهای که یک شهر را با تمام وسعت شازده کوچولو...

ما را در سایت شازده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: سقوط آزاد,سقوط آزاد بدون چتر,سقوط آزاد موج های آبی,سقوط آزاد از فضا,سقوط آزاد در فیزیک,سقوط آزاد به انگلیسی,سقوط آزاد اجسام,سقوط آزاد در تهران,سقوط آزاد از جو زمین,سقوط آزاد دهکده آبی پارس, نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:49

با دوچرخه از جلوش رد شدم، از همان کوچههای آشنا. اما انگار صدایش از رادیو گوشی میامد. واضح میشنیدمش وقتی فیلم «محمد رسولالله» مجید مجیدی را مسخره میکرد و هروقت شخصیتها را با شکلک نشان میداد، همان اطراف نشسته بود، دور نمیشد، همیشه نزدیک بود ... و عجیب نبود! گاهی گوشهی خیابان نشسته بود، گاهی روی دیوارهای سنگی پارک. هرچه جلوتر میرفتم اما چیزی از صدایش کم نمیشد، رد نمیشد، تمام نمیشد، بود ...پیش از این هم دیده بودمش، با همان موهای مجعدی که تا زیر شانهاش میرسد و همان کت مشکی کتانی بلند رنگورو رفته. بلند قامت است و لاغر اندام و همیشه حرف شازده کوچولو...

ما را در سایت شازده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:49

از وقتی دوباره سر و کلهاش پیدا شد انقدر فکر و خیال ریخت توی سرم که درست خوابم نمیبرد. نه اینکه نباشد یا رفته باشد، نه! هرچه که نباشد گل بداخلاق و کمحوصله و مغرور من است، اما ماندنی است! اینکه بعد از مدتها بیهوا بیاید و غرولند کند و از بودنش مطمئنم کند، برایم عادی شده، اما اینبار کمی با دفعات پیش متفاوت بود؛ هم اتفاقات پیش از آمدنش، هم نوع آمدنش؛ بداخلاقتر و کمحوصلهتر از قبل، اما مغرور ... نه!نزدیک ظهر است، تنها و خوابآلود نشستم و مطالب چاپ شده در «پیامآور» را زیر و رو میکنم. گزارشها، مقالهها، مصاحبهها و حتی پاسخ به خوانندگان! هرچ شازده کوچولو...

ما را در سایت شازده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:49

بعضی آدمها هستند که همهچیزت را میگیرند؛ دلت، احساست، غرورت، روزهای خوشی که بود، سالهای بهتری که میتوانست باشد ... که با وجود آنها میتوانست باشد. ولی عجله نکن؛ آدمهایی هستند که صدبار، بلکه هزاربار از گروه اول ترسناکترند. اولیها خودشان را از تو میگیرند و اینیکیها خودت را!کسانی که وقتی میروند، همهی وجودت را طوری در خود حل میکنند و میبرند که یکوقت به خودت میآیی و میبینی هیچچیز از تو نمانده است. میخواهی دست به قلم شوی و بنویسی ... از اولش را بنویسی، بعد با خود فکر میکنی و خیره میشوی به خطهای دفتر ... از کجای این سالها شازده کوچولو...

ما را در سایت شازده کوچولو دنبال می‌کنید

برچسب: ترسناک ترین مناطق ایران,ترسناک ترین مناطق جهان,ترسناکترین مناطق دنیا,ترسناکترین منطقه ایران,ترسناکترین منطقه جهان,ترسناکترین منطقه دنیا,ترسناکترین مناظر دنیا,ترسناکترین مناطق زمین, نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 20:49

صفحه بندی